خرید بک لینک
دانایی مطلق در جاودانگی به خویشتن در بودن بود ،زمان شکل نیافته بود و بیان به ظهور نرسیده بود .تنها آگاهی بود که در دانایی به نامحدودیت حضور داشت. آگاهی خواست که به بیان باشد خویشتنش را ،هستی بر اساس اگاهی بوجود آمد.پس چنین نیست که جهان شکل یافته باشد

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 2:32

نوای تسبیح از چشمه ی هستی بخش آفرینش جاری میشود،چشمه،رازهای پنهان در اعماق خلقت را به ظهور میرساند ،آفرینش با نوای تسبیح در رقص ذکر میشود.رقص نمادی از چرخش و گردش کائنات را به بیان میشود دل دادگان سفر تا توحید در طواف به مرکز کعبه،زمین در چرخش به طوا

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 2:32

تصاویر تار میشود و نگاهم را، زلال شوری قطره ای میبرد تا خاطراتی که جا مانده در عبور زمان..گم میشود خیالم و در گذر از لا به لای مه غلیظ خاطرات دستان مهربانی میدرخشد و نوازشی بر گیسوانم ،سادگی دوست داشتن را بی هیچ کلامی به زیباترین وجه ممکن تصویر میکند

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 2:32

شاخه های عریان در خواب زمین برهنه تر از کویر ،دشت؛ خالی از رویش گیاهان ،پاییز در باغ و جنگل و دشت قدم میزد،باغ تهی از برگها و شاخه ها در لرزش غروب سرد پاییزی.اکنون وقت خواب زمین است و حوالی رقص برفها ،کاشتن و کود و آبیاری و حرس و مراقبت...بهار که می

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 2:05

دست بر محراب آغوشت ،سر در آشوب گیسوانت پنهان ،به بوسه های سجاده ی لبانت چه سرمستم،نجوای تکرار نام تو، بی نکراری تولد من است از شاخه های نیایش.برگ میشوم و در سوی تو رقص کنان با باد ، لغزان به رود تا گم گشتگی و شیدایی ،در زیبایی گلستان ذکر و تسبیح تهی

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 2:05

گاهی کلمه ها پروانه میشوند و از پیله ی احساس بال میگشایند و میروند تا پشت کوچه باغ های پاییزی ومن میمانم؛ بی کلمه ومست معنایی که زیبایی چشمان تو در دشت نگاهم کاشت...
رضا7/25
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۶ و ساعت 12:34 |

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 2:05

صفحه بندی